اردیبهشت به نیمه که می رسد
خوب است
برای من خوب است
اردیبهشت به نیمه که می رسد
یعنی
اتفاق داشت می افتاد
اتفاق یعنی پسرکی
که چشمهایش را به ارزویی میبندد
شمع های تولدتش را خاموش میکند
تا
مردی به تجربه ٬ به زندگی
نشیند
دخترک اما
گوشه ای دیگر بزرگ می شود
قصه می بافد
اتفاق
می افتد
روی
اتفاقی دیگر
قصه ها جایی به هم می رسند
یعنی بی حرف و سخن و سند و امضا
من دوستت می شوم
یعنی نادیده
می فهممت
درک میکنمت
اردیبهشت به نیمه که می رسد
یعنی من دوستی دارم
که حضورش ٬ کلماتش
دلگرمی است
مرد اردیبهشتی٬ دوست خوبم٬ همسایهء همیشگی
تولدت مبارک



2 comments:
به شکوه لحظه های بودن/ به نفس بریدن در گفتن بی پروای راستی/ به سرشاری مهر/ گرمای آغوش دوستی/ به بینایی چشم گشودن به نادیدنی/ به بزرگواری چشم پوشیدن از دیده های نا دلخواه-که کژی های ماست/ به عطش دانستن/ به خشم پرسش/ به شور دریدن سراب پرستش/ به شگفتی آنچه ها که از تو نمی شناسم/ به زیبایی واژه ها که نمی یابمشان در گفتنت/ می مانی
مرسی نیلوفر جان. نتوانستم تنها تشکر کردن از تو
با ارزوی بهترین بهترین ها امید جان
Post a Comment